الگوی دوستی

یادم هست که همیشه میگفتی : برو من همیشه پشتت هستم ، ولی هیچ وقت فکر اون خنجر که پشتت قایم کرده بودی رو نمیکردم

گفتی صبوری کن، صبوری... ولی دیگر نمی‌توانم حتی صبر هم دیگر نمی‌تواند به پایم بنشیند. گفتی منتظر باش و چشم به راه... اما تنهایی هر لحظه به بغضم چنگ می‌زند و نبودنت را به سر روزگار فریاد می‌کشد. دلم می‌خواهد داغ دوری‌ات را گریه کنم اما در آسمان چشمهایم ابری برای باریدن نیست. کاش کوچه‌های دلم را راه عبور تو نمی‌کردم. کاش تابلوی عبور ممنوع را زودتر روی دیوارهای این کوچه نصب می‌کردبی تو مهتاب شبی

 باز از آن کوچه گذشتم به تو گفتم که از این عشق حذر کن همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم  لحظه ای چند بر این آب نظر کن   شوق دیار تو لبریز شد از جام وجود آب آیینه عشق گردون است   شدم آن عاشق دیوانه که بودم

 


ادامه مطلب
شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ۳:٥٦ ‎ب.ظ | رماس | نظرات () |

وجودم که لیلی بود گرفتن

تمام هستیام را 

تمام لحظه های خوش کودک بودنم را

شادی ام را

لبخند را از لبانم گرفتند

قطره های اشکی را که بر اثر خنده از چشمانم می چکید تبدیل به گریه های شبانه شد

آری ازم گرفتند

همه چیزم را

هستی ام را

وجودم را

مرا از من گرفتند...

پیاده از کنارت گذشتم، گفتی:" چندی خوشگله؟"
سواره از کنارت گذشتم، گفتی:" برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!"

من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده
عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی
عاشق که شدم گفتی مادرم باید مرا بپسندد
من باید لباس هایت را بشویم و اتو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ
در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود

زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی

در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من
در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی
در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو بلند گفتی:"زهرمار!"
در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود
در پارک، به خاطر بودن تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم
نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده می دادی
من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی


تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است من ارشاد می کنند تا تو ارشد شوی،ٰٰ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛




ادامه مطلب
پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ۳:۳٩ ‎ق.ظ | رماس | نظرات () |

به نام آنکه کلمه دوستی را آفرید عشق را رنگ را . . . به نام آنکه کلمه را آفرید و کلمه چه بزرگ بود در کلام او و چه کوچک شد آن زمان که می خواستم از او بگویم سالهاست دچارش هستم . و چه سخت بود بی دلی را ساختن خانه ای در دل ........ و این دل بینهایت . چه جای کوچکی بود برای دل بیتابش او رفت و من نشناختمش در تمام میخک های سر هر دیوار  آواز غریبش را شنیدم اما نشناختمش همانگونه که بغض های گاه و بیگاهم را نشناختم فقط آنقدر او را شناختم که در سایه های افتناده به کلامش



ادامه مطلب
سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ٧:٢٦ ‎ب.ظ | رماس | نظرات () |



 

قشنگترین احساس زندگیت یعنی عشقته

قشنگترین احساس زندگیت یعنی عشقته بدترین شکل دلتنگی اینه که آدم پیش کسی که دوسش داره باشه ولی بدونه که هیچوقت بهش نمیرسه. بدترین شکل دلتنگی تموم کردن قشنگترین قصه زندگی با جداییه بدترین شکل دلتنگی نداشتن یه همراه اون هم درسخت ترین شرایط زندگیه بدترین شکل دلتنگی نادیده گرفتن قشنگترین احساس زندگیت یعنی       عشقته دوست داشتن با عشق به هم از زمین تا آسمان فاصله داره  انسان اول دوست میشه بعد عاشق  وعشق صدای قلبه و مادامی که قلب میزنه عشق هم وجود داره پس بیاید عاشق هم باشیمعشق خطای فاحش خود در تمایز یک ادم معمولی از بقیه ادمهای معمولی  است عشق یعنی خانه ای .کاشانه ای . عشق یعنی ادمی . عشق یعنی اخر افسانه ها       

عشق یعنی ادم دیوانه ای در کلبه دیوانگی . عشق یعنی اخر بیگانگی .وعشق یعنی بیگانگی انسانهاعشق یعنی ادم را به بند می کشد و زندانی می کند . عشق دگر گون کننده است و معمولآ کم و بیشمسر فکری انسانهارا نیز تغیر می کند عشق زندان است .زندانی بس تاریک 


ادامه مطلب
سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ٤:٤۸ ‎ب.ظ | رماس | نظرات () |

 

           احساس می کنم دلت یار دیگریست

         از من که دل برید گرفتار دیگریست

با من نگو نگو که تو تنها بهانه ای

          این عشق بیدریغ سزاوار دیگریست

نفرین به تو به تو که دم از عشق می زدی

          چشمت که ناشیانه خریدار دیگریست

درگوش من سخن از عاشقی نگو

     من شکست خویش را پذیرفتم

     پندهای عقل دور اندیش را

 

خیلی سخته که غرورت به خاطریه نفر بشکنه                                           خیلی سخته که همه چیزت روبه خاطر یه نفرازدست بدی                        اما  اون بگه : دیگه فراموش کن



ادامه مطلب
شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ | رماس | نظرات () |

 تمام زندگیم را دلتنگی پر کرد

دلتنگی از کسی که دوستش داشتم و عمیق ترین درد ها و رنجهای عالم را

در رگهایم جاری کرد !

درد هایی که کابوس شبها و حقیقت روزهایم شد٬ دوری از تو حسرتی

عمیق به قلبم آویخت

 و پوست تن کودک عشقم را با تاولهای دردناک داغ ستم پوشاند . 

 دلتنگی برای کسی که فرصت اندکی برای خواستنش ٬ برای داشتنش داشتم.    

دلتنگی از مرزهایی که دورم کشیدند و مرا وادار کردند به دست خویش از کسانی که

دوستشان دارم کنده شوم .

ه است...



ادامه مطلب
شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ | رماس | نظرات () |

کاش دزدان عاشقی را از وجودم می ربودند
تا دگر محتاج چشمان سیاه او نباشمآن کسی که سالها در دام چشمانش مرا افکنده بوددیدمش عشق را تعارف به یک بیگانه کرد عشق را آلوده کرد !!او تمام هستیم را محو یک عشق معما گونه کردجرم من ا ین بود تنها یک نگاهبا مجازاتی چنین سنگین سخت !یک جدایی وا ه ی تلخ
این تناسب در کدامین جای دنیا بوده است        گر که تنها عاشقی جرم من است
      دوست من خبر ندارد عجب ازمحبت من که در او اثر ندارد دارم که من مجرمترین انسان این دنیا باشم ......به غم کس اسیرم که ز



ادامه مطلب
چهارشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ٧:٢٧ ‎ب.ظ | رماس | نظرات () |

انانکه بمن بدی کردند مرا هوشیارکردند.آنانکه انتقاد کردند بمن رسم زندگی آموختندآنانکه بی اعتنائی کردند بمن صبر و تحمل آموختند.آنانکه خوبی کردند بمن مهر و وفا شدندخیر و نیکی دنیا و آخرت عطا کندر گنجینة‌ رهایی‌بخش‌ اندیشه‌ معصومان‌، جوانان‌ را از دوستی‌ با «فاسد»،«خیانتکار»، «دو چهره‌»، «اِغفال‌ کننده‌»، «زشت‌ کردار» و «کسی‌ که‌ دارای‌افکار خطاست‌» برحذر داشته‌اند.همچنین‌، به‌ کناره‌گیری‌ از دوستی‌ با این‌ افراد توصیه‌ شده‌ است‌؛



ادامه مطلب
چهارشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ٦:٢۸ ‎ق.ظ | رماس | نظرات () |

برای غرق شدن در یک نگاه                                                     
برای یافتن آرامش یک نوازش و برای سوختن در شعله عشق

چقدر تنها ماندم ....... چقدر تنها ماندم ...

من دوباره تنها ماندم  ....

 برگ ....  من دوباره تنها ماندم  
شنبه : با نگاهی عاشقانه مستت شدم  
       یکشنبه : به او گفتم گرفتارت شدم
               دوشنبه : همچو لیلی عاشق صحرا شدم
                      سه شنبه : بی وفایی کردی و من گریانت شدم
                            چهارشنبه : اسیر هجرانت شدم
                                    پنجشنبه : اون رفت و من در عاشقی فانی شدم
                                              جمعه : بی او تنها شدم و از تنهایی مرد   

سفر زیارتی  و همیشگی به دنیای جاوید و ابدی

 ابتدا گذر نامه زیر را تکمیل کنید.

نام:انسان    نام خانوادگی:آدمی نژاد    نام پدر:آدم     نام مادر:حوا     لقب:اشرف مخلوقات    نژاد:خاکی

صادره:دنیا    ساکن:کهکشان راه شیری،منظومه شمسی،زمین

ساعت حرکت پرواز:هر وقت خدا صلاح بداند.

مکان:بهشت،اگر نشد جهنم

وسایل مورد نیاز:

1.دومتر پارچه سفید  2.عمل نیک  3.انجام واجبات وترک محرمات  4..نماز اول وقت
5.ولایت ائمه اطهار  6.امربه معروف و نهی از منکر  7.دعای والدین و مومنین
8.اعمال صالح،تقوی،ایمان

ملاحظات:

1.خواهشمند است جهت رفاه خود خمس و زکات را قبل از پرواز پرداخت نمایید.
2.از آوردن ثروت،مقام،منزل،ماشین حتی داخل فرودگاه جدأ خودداری فرمایید.
3.حتما قبل از حرکت به بستگان خود توضیح دهید تا از آوردن دسته گلهای رنگین و سنگ قبرگران و تجملاتی و نیز مراسم پر خرج وغیره خودداری فرمایید.
4.جهت یادگاری قبل ازپروازاموال خود را بین فرزندان وامورمستضعفین مشخص نمایید
 5.از آوردن بار اضافی از قبیل حق الناس،غیبت،تهمت و غیره جدأ خودداری فرمایید.

*جهت کسب اطلاعات بیشتر به قران سنت پیامبر(ص) مراجعه فرمایید*
تماس و مشاوره به صورت شبانه روزی،رایگان،مستقیم و بدون وقت قبلی میباشد.
در صورتی که قبل از پرواز به مشکلی برخوردید با شماره های زیر تماس

حاصل فرمایید ٠٩٣۶000000...
آیه 186 سوره بقره-آیه 129 سوره توبه-آیه 45 سوره نساء- آیه 3،2 سوره طلاق-
آیه 55 سوره اعراف
***امیدوارم سفر آسوده ای در پیش داشته باشید

 

یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ | رماس | نظرات () |

 تنهای یک لحظه نیست لیلای من

شاید باید اینگونه میشد تا باور کنم که تنهایی یک لحظه نیست که از آن گذر کرد یا حتی یک ساعت تلخ که بخواهی با شیرینی با هم بودن فراموشش کرد!تنهایی یک دنیا،یک آخرت،ویک ریشه است که وقتی با خونت عجین شد دیگر گریزش نیست!باید بود وماند، سوخت وساخت و اگر یک روز آرزوی پرواز در دلت جوانه زد، با باران اشک آبیاریش کن شاید از زندان تن خلاص شوی!



ادامه مطلب
یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ | رماس | نظرات () |

www . night Skin . ir