الگوی دوستی

یادم هست که همیشه میگفتی : برو من همیشه پشتت هستم ، ولی هیچ وقت فکر اون خنجر که پشتت قایم کرده بودی رو نمیکردم

عشق آتش است ،اما آتشی سرد . با وجود این باید در این آتش سوخت ، این آتش فقط برای تطهیر کردن می سوزاند ،ناخالصی است آن چه میسوزد و طلاست آنچه میماند نگران رنج عشق هم نباش زیرا خواهان خراب کردن توست تا دوباره آبادت کند .فراموش نکن دانه باید شکسته شود و گرنه درخت چگونه میتواند متولد گردد؟؟! رود باید به انتها برسد و گرنه چگونه میتواند به دریا ملحق شود ، پس راحت باش و در عشق بمیر! و گرنه چگونه میتوانی خویشتن خویش را بیابی؟
من تو را دوست دارم... چونکه محکومم به درک فلسفه حیات.. چونکه زندگی مرا رها نمی کند و من ناگزیر به ادامه آنم... من تو را دوست دارم.. چونکه می خواهم با باران ببارم ؛ با باد آه بکشم رنج جوانه زدن را بچشم تا شاید بهار را دریابم.. من تو را دوست دارم همچون بوسه آفتاب بر پیشانی کوهستان.. همچون نوازش پیکر برهنه نارونها توسط بادیادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره . یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم . یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره . یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت....

یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ | رماس | نظرات () |

گـاهــی وقتــا تــوی رابـطه هــا نیــازی نیسـت طرفـت بهـت بـگه : بــــرو ! همیـن کـه روزهــا بـگذره و یــادی ازت نکنــــه همیـن کـه نپرسـه چـه جـوری روزا رو به ...شب مـی رسـونی همیـن کـه کـار و زندگـی رو بـهونـه میکنـه همیـن کـه دیگـه لا بـه لای حرفـاش دوسـتت دارم نبـاشـه و همیـن کـه حضـور دیگـران تـوی زندگیـش پـر رنـگ تـر از بـودن تــو باشـه باید بری....داشتمن همون تک درخت خشکیده توی کویر داغ تنهایی ام که همه بردنم ازیاد گاهی گم کرده راهی از کنارم میگذشت تکیه بر ساقه خشکیده ام می دادو با خنجری در دستانش ساقه ام را نوازش میکرد ولی چه زود از من خسته میشدو می رمید اه گرمای کویر تنهایی ریشه ام را خشکانده شاید رهگذر دیگری در شب ساقه ام را به آتش زند ولی اگر سوزاندن ساقه ام خاطر تنهای او را پر کند پس به او می گویم بسوزانم چرا که زخم خنجر دیرینه بر ساقه دارم خشکیده ام تنها و بی پناهم بسوزان و جودم را خاکستر کن ....... بسوزان که بدادم رسیده ای سوختم سوختم ای قوم رهایم نکنید سر به صحرا زدم از ننگ سر عاقل خویش

سه‌شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ٢:۳۱ ‎ب.ظ | رماس | نظرات () |

www . night Skin . ir