الگوی دوستی

یادم هست که همیشه میگفتی : برو من همیشه پشتت هستم ، ولی هیچ وقت فکر اون خنجر که پشتت قایم کرده بودی رو نمیکردم

آموخته ام که: " مهم بودن خوب است، ولی خوب بودن از آن مهمتر" آموخته ام که: " تنها اتفا قا ت کوچک زندگی است که زندگی را تماشایی می کند" آموخته ام که: ..." چشم پوشی از حقایق ، آنها را تغییر نمی دهد" آموخته ام که: " اگر در ابتدا موفق نشدم با شیوه ای جدیدتر دوباره بکو شم" آموخته ام که: " موفقیت یک تعریف دارد: باور داشتن به موفقیت" آموخته ام که: " زندگی مثل طاقه پارچه است، هر چه به انتهای آن نزدیکتر می شوی سریعتر می گذرد" آموخته ام که: " هر چه زمان کمتری داشته باشیم ، کارهای بیشتری انجام میدهیم " آموخته ام که: " همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمکش نیستم دعا کنم" آموخته ام که: " زندگی جدی است ولی ما نیاز به دوستی داریم که لحظه ای با او از جدی بودن دور باشیم" آموخته ام که: " لبخند ارزانترین راهی است که می توان با آن نگاه را وسعت بخشید" آموخته ام که: " باد ، با چراغ خاموش کاری ندارد" آموخته ام که: " به چیزی که دل ندارد نباید دل بست" آموخته ام که : "همیشه کسی هست که به ما احتیاج دارد" آموخته ام که : "هیچ وقت قضاوت نکنم" خدایا...دهانم را بو کن!...ببین...بوی سیب نمیدهد!...من هیچ وقت حوایی نداشتم که بر...ایم سیب بچیند!...میدانی یک آدم بدون ِحوایش چقدر تنها میشود؟!...میدانی محکوم بودن چقدر سخت است وقتی که گناهی نکرده باشی و حتی سیبی را نبوییده باشی؟!...میدانی حوای بعضی از آدم هایت میگذارند و میروند؟!...میدانی که میروند و جلوی چشم آدم، حوای دیگری میشوند؟!...نمیدانی!...تو که حوا نداشته ای هیچ وقت!...ولی اگر میدانی و باور کرده ای خستگی ام را، این آدم را ببر پیش خودت!...خسته ام از زندگی...دهانم را بو کن!...ببین...بوی سیب نمیدهد!!

یکشنبه ٩ تیر ۱۳٩٢ | ٤:۳٠ ‎ق.ظ | رماس | نظرات () |

www . night Skin . ir