الگوی دوستی

یادم هست که همیشه میگفتی : برو من همیشه پشتت هستم ، ولی هیچ وقت فکر اون خنجر که پشتت قایم کرده بودی رو نمیکردم

من ، خالی از عاطفه و خشم خالی از خویشی و غربت گیج و مبهوت بین بودن و نبودن عشق ، آخرین همسفر من مثل تو منو رها کرد حالا دستام مونده و تنهایی محض ای دریغ از من ، که بیخود مثل تو گم شدم ، گم شدم تو ظلمت تن ای دریغ از تو ، که مثل عکس عشق هنوزم داد می زنی تو آیینه ی من وای ، گریه مون هیچ ، خنده مون هیچ باخته و برنده مون هیچ تنها آغوش تو مونده ، غیر از اون هیچ ای ، ای مثل من تک و تنها دستامو بگیر که عمر رفت همه چی تویی ، زمین و آسمون هیچ در تو می بینم ، همه بود و نبود بیا پر کن منو ای خورشید دلسرد بی تو می میرم ، مثل قلب چراغ نور تو بودی ، کی منو از تو جدا کرد دست تو یاس نوازش در سحرگاه بهاری ای همه آرامش از تو در سر انگشتت چه داری در کتاب قصه ی من معنی هر دل سپردن خود شکستن بود و مردن در غم خود سوگواری ای همدم ای مرهم ای خط سرنوشتم ای همدم ای مرهم بی تو چه می نوشتم من چه بودم نقش باطل قایقی گم کرده ساحل باهزاران زخم بر دل از عزیزان یادگاری بی نیاز از هر نیازی بی خبر از حیله سازی باگناه پاکبازی باختم در هر قماری ای همدم ای مرهم ای خط سرنوشتم ای همدم ای مرهم بی تو چه می نوشتم من چه بودم شعله ی درد قصه ی خاکستر سرد زخمی دنیای نامرد قصه ی چشم انتظاری با من ویرانه از درد دست تو اما چه ها کرد ای که با معنای دیگر عشق را آموزگاری

چهارشنبه ٦ شهریور ۱۳٩٢ | ۱:۱٦ ‎ق.ظ | رماس | نظرات () |

www . night Skin . ir