الگوی دوستی

یادم هست که همیشه میگفتی : برو من همیشه پشتت هستم ، ولی هیچ وقت فکر اون خنجر که پشتت قایم کرده بودی رو نمیکردم

وجودم که لیلی بود گرفتن

تمام هستیام را 

تمام لحظه های خوش کودک بودنم را

شادی ام را

لبخند را از لبانم گرفتند

قطره های اشکی را که بر اثر خنده از چشمانم می چکید تبدیل به گریه های شبانه شد

آری ازم گرفتند

همه چیزم را

هستی ام را

وجودم را

مرا از من گرفتند...

پیاده از کنارت گذشتم، گفتی:" چندی خوشگله؟"
سواره از کنارت گذشتم، گفتی:" برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!"

من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده
عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی
عاشق که شدم گفتی مادرم باید مرا بپسندد
من باید لباس هایت را بشویم و اتو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ
در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود

زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی

در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من
در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی
در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو بلند گفتی:"زهرمار!"
در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود
در پارک، به خاطر بودن تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم
نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده می دادی
من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی


تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است من ارشاد می کنند تا تو ارشد شوی،ٰٰ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛




 


 

پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ۳:۳٩ ‎ق.ظ | رماس | نظرات () |

www . night Skin . ir