الگوی دوستی

یادم هست که همیشه میگفتی : برو من همیشه پشتت هستم ، ولی هیچ وقت فکر اون خنجر که پشتت قایم کرده بودی رو نمیکردم

 

می خواهم از تنها کسی که دوسش دارم بنویسم از تنها کسی که موج نوشتن را دردلم بیدار می کند و حس پاک دوس داشتن را در وجودم از خود به ارث برده....... سال ها می گذرد و من از پشت حجاب عادت انتظار دیده و چشیده ی سختیهاییم که بار تلخ و شیرین عشق را یاری می پندارد که آرمان نرسیدن به لحظههای بیقراری دوباره رنگ زرد پاییزی می گیرند رنگ انتظار سال های جوانیم کهتا پای مرگ در توشه ی خاکی ام نهاده ام همیشه منتظرش بودم آنقدر که در چشامرنگ اشک هویدا گردیده و آنقدر در حسرت قفسه ی عشق بلبلان مستانه ی روزگاررا سپری نموده ام که به یادخاطراتم اشک می ریزم... اینک که تجربه ی زندگیبر من سنگینی نهاده ... حس عشقم به او را با گرد و غبار زمانه پوشانیدم تاشاید روزگار درنگی کند و مرا از صفحه پاک دلش بزدایید ...ولی وجودم را بالحظه هایی سپری نموده ام که عمر بخت برگشته ی جوانی را در آن نهاده ام... موی سپید من حاصل انتظار پاکی برای عاشقانی است که در مسیر سرنوشت هیچ وقتحس با هم بودن را رنگ نزدن و اگر لحظه ای درنگ می کردند عشق پاک کسی هویدامی گشت که سال ها دور از چشم بنی آدما پنهان نموده ام می خواهم به دیار عشق سفر کنم

می خواهم در نبودنت اعتراف کنم وبه خدای خود بگوی که من هم خدای دارم و ازهمین لحظه زندگی احاد شرک را بر قلبم مسلط نمایم او دل و جان من است و درتمام ثانیه های زندگی او را عبادت می کنم عبادتی صاف که که منشائش از اه دلبلند می شود نمی دانم که نمازم را چند رکعتی برایش کنمو روزه را چقدربگیرم تا شاید مرا وارد بهشت خویش نماید اما برای من بهشت هم ملاک نیست وجهنمش را به هزاران بهشت الهی دیگر ترجیح می دهم پس مرواریدم چمانش خودبهشتی جداگانست به او بگوید که دوستش دارم

دوشنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩٠ | ۸:٤٩ ‎ق.ظ | رماس | نظرات () |

www . night Skin . ir