امشب سخت دلم گرفته است

خدایا امشب بازهم از ان شبهای است که سخت دلم گرفته است و هوای یار کرده اما بعد زمانی و مکانی امانم نمی دهد افکارم در هم ریخته است است و کیلو مترها فاصله خیال را طی میکند تا بلکه سایه ای ازیار ببیند ولحظه ای ارامش داشته باشد اما امروزه یارم ملکی برای دیگری است و ملک من خاطره از چشمان اوست و می توانم بگویم در گذشته های دراز من.  تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز، سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت "جواب زیبای تو پنهان نبود و از چشمانت خواندم که میگوی" من به تو خندیدم چون که می دانستم تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی پدرم از پی تو تند دوید و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه پدر پیر من است من به تو خندیدم تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک دل من گفت: برو چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را... و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام حیرت و بغض تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت..صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو یا دل از دیدن تو سیر شود بعدبرو ای پرنده به کجا؟ قدر دگر صبر بکن آسمان پای پرت پیر شود بعدبرو باش با دست خودت آینه را پاک بکن نکند آینه دلگیر شود بعدبرو یک نفر حسرت لبخند تو را می بارد خنده کن،عشق نمک گیر شود بعدبرو تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند صبر کن گریه به زنجیرشود بعدبرو خواب دیدی شبی از راه سوارت امد باش تا خواب تو تعبیر شود بعدبرواما توقبل از تولد همه اینها رفتی                   دلگیرم

/ 20 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پیشی

واااااااااااااااااااااااای داداش چلا همش قالب عوض میکنی فکر این چشام باش کور شد به این نور و رنگ عادت نداره از کاسه درومد واسه چی اومده بودم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ها چرا داداش گلم دلش گرفته اصلا خودم سنگ صبورتم فداتشم کی از من بهتر بشه غم خوارت[نیشخند]

پیشی

چه شد پنجره ی شوق چرا بسته شدی شاید از هم نفسی با دل من خسته شدی[نگران]

دیوونگی

دکتر علی شریعتی: از انسانها غمی به دل نگیر٬زیرا خود نیز غمگین اند٬با آنکه غمگینند ولی از خود می گریزند٬زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند٬پس دوستشان بدار اگرچه دوستت نداشته باشند. [گل]

اتی اسایش

بد...و....اپم شرمنده خیلی دیر به دیر میام...ببخشید

اتی اسایش

قشنگ بود[گل]

سارا

عالی بود[دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست]

f

سلام. وبت عاليه[ماچ] به وب منم سر بزن[قلب]

مهسا

اسمش را میگذاریم؛دوست مجازی اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته . . خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند ...وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد وقت میگذاردبرایم، وقت میگذارم برایش . . نگرانش میشوم دلتنگش میشوم . . وقتی درصحبت هایم،به عنوانِ دوست یاد میشود مطمئن میشوم که حقیقی ست . . هرچند کنارهم نباشیم هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم، من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم هرکجا که باشد --- پس دوست من در دنیای مجازی دوستت دارم ... (سلام عزیزم میدونم ازم ناراحتی ولی به خدا سایتت باز نمیشد)[ناراحت]